نجابت گناه به قلم زهرا خزائی
پارت صد و سی و یک :
شاهد بزرگ تر شدن خانواده ی ما باشد،شاهد بچه های قد و نیم قدمان
چقدر من عاشق این لحظاتم
آنقدر بوق میزدن پشت سرمان که فرمان خودش از بدق زدن دست برداشته بود...
میخندیدم و صدای موزیک ماشین بی حد و اندازه بالا رفته بود موزیکی که به جانم مینشست و از ته دلم با فرمان همخوانی اش میکردیم
ﺑﺪه دﻟﺘﻮ ﺑﻪ دﻟﻢ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻓﺎﺑﻢ ﺑﮕﻮ ﻫﻤﻪ ﺑﺮن
اﮔﻪ ﭘﻴﮕﻴﺮ ﻣﻴﺸﻢ ﺑﺖ ﻫﻰ ﮔﻴﺮ ﻣﻴﺪم

لطفا صبر کنید...

ماهی
0خیلی خووب بود اما یعضی قسمت از یه جا میرفت یه جای دیگه و خب خیلی گیج میشد ادم مثلا این فرهاد نامی که توژال زنگ زد چیشو و کی بود اصلا؟!